۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

خسته زدگی

"اندکی سکوت ، به احترام تمام حرف هایی که برای نگفتن دارم"
"اندکی فریاد ، به احترام تمام درد هایی که برای کشیدن دارم "



 یگانه زیستن در بستری از ترس ، وحشت ، آدم زدگی !
خشم لجوجی می زاید .. پر زخم

آه ای پرنده ی در آشیان نشسته ی زیبای من
چشم از من ببند .. که دیگر توان همزیستی درم مرده است

هیچ نظری موجود نیست: