سطر آخر
این سوختگی!.. وسعت ایمان است بر گستره درد ، بر بلندای کوهی از حماقت شهرمان آتش گرفته ام
۱۳۸۹ آذر ۹, سهشنبه
حرف سوم
"گویا مرا از تو گریزی نیست ، همچنان که تو را از من"
گویا سرنوشت شوخ طبعی اش حسابی گل کرده و دل بازی اش گرفته و خدا ..
خدا .. اگر باشد ، آنگونه که شایسته است ،
هوس فتح اش ..
شمشیر ز رویم کشیده و به تاخت می تازد !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر